هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دیوانگی، عرفان و معنویت، و همچنین از مفاهیمی مانند فقر و غنا، و مسائل اجتماعی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیه‌ها نیاز به دانش ادبی و تجربه‌ی زندگی بیشتری دارد.

غزل ۳۰ - بده آن راح روان پرور ریحانی را

بده آن راح روان پرور ریحانی را
که به کاشانه کشیم آن بت روحانی را

من به دیوانگی ار فاش شدم معذورم
کان پری صید کند دیو سلیمانی را

سر به پای فرسش درفکنم همچون گوی
چون برین در کشد آن ابلق چوگانی را

برو ای خواجه اگر زانکه به صد جان عزیز
می‌فروشند بخر یوسف کنعانی را

گر تو انکار کنی مستی ما را چه عجب
کافران کفر شمارند مسلمانی را

ابر چشمم چو شود سیل فشان از لاله
کوه در دوش کشد جامهٔ بارانی را

کام درویش جزین نیست که بر وفق مراد
باز بیند علم دولت سلطانی را

چشم خواجو چو سر طبلهٔ در بگشاید
از حیا آب کند گوهر عمانی را

دل این سوخته بربود و به دربان گوید
که بران از درم آن شاعر کرمانی را
کانال گوهرین در ایتا
۶۰۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹ - رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.