هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و توصیفی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات روح‌انگیز حضور او می‌پردازد. شاعر با تصاویر شاعرانه‌ای مانند بوی جان، سنبل نقاب، خدنگ چشم جادو، و باغ عارضت، عشق و ستایش خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به نام خواجو دارد که احتمالاً نشان‌دهنده تأثیرپذیری از او یا ادای احترام به وی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و تصاویر شاعرانه پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.

غزل ۶۶ - یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت

یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
خط بسوی خاور از هندوستان می‌آمدت

هر زمان از قلب عقرب کوکبی می‌تافتت
هر نفس سنبل نقاب ارغوان می‌آمدت

چون خدنگ چشم جادو می‌نهادی در کمان
ناوک مژگان یکایک برنشان می‌آمدت

چون ز باغ عارضت هر دم بهاری می‌شکفت
هر زمان مرغی بطرف گلستان می‌آمدت

در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می‌شدی
خنده بر بالای سرو بوستان می‌آمدت

چون جهان را برخ آرام جان می‌آمدی
از جهان جان ندا جان و جهان می‌آمدت

در تکلم لعل شیرینت چو می‌شد در فشان
چشمه‌های آب حیوان از دهان می‌آمدت

چون میان بوستان از دوستان رفتی سخن
گاه گاهی نام خواجو بر زبان می‌آمدت
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵ - صبح کز چشم فلک اشک ثریا می‌ریخت
گوهر بعدی:غزل ۶۷ - از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.