هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، توصیفی زیبا و پراحساس از معشوق و ویژگیهای او ارائه میدهد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گل، سنبل، آهو و نقاش ازل، زیباییهای معشوق را ستایش میکند و از تأثیرات عشق و دلباختگی بر روح و روان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شاعرانه ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
غزل ۱۲۰ - چو از برگ گلش سنبل دمیدست
چو از برگ گلش سنبل دمیدست
ز حسرت در چمن گل پژمریدست
به عشوه توبهٔ شهری شکستست
به غمزه پردهٔ خلقی دریدست
ز روبه بازی چشم چو آهوش
دلم چون آهوی وحشی رمیدست
چه رویست آنکه در اوصاف حسنش
کمال قدرت بیچون پدیدست
چو نقاش ازل نقش تو میبست
ز کلکش نقطه ئی بر گل چکیدست
تو گویی در کنارت مادر دهر
به شیر بیوفابی پروریدست
ز گلزار جنان رضوان به صد سال
گلی چون عارض خوبت نچیدست
پریشانست زلفت همچو حالم
مگر حال پریشانم شنیدست
مسلمانان چه زلفست آن که خواجو
بدان هندوی کافر بگرویدست
ز حسرت در چمن گل پژمریدست
به عشوه توبهٔ شهری شکستست
به غمزه پردهٔ خلقی دریدست
ز روبه بازی چشم چو آهوش
دلم چون آهوی وحشی رمیدست
چه رویست آنکه در اوصاف حسنش
کمال قدرت بیچون پدیدست
چو نقاش ازل نقش تو میبست
ز کلکش نقطه ئی بر گل چکیدست
تو گویی در کنارت مادر دهر
به شیر بیوفابی پروریدست
ز گلزار جنان رضوان به صد سال
گلی چون عارض خوبت نچیدست
پریشانست زلفت همچو حالم
مگر حال پریشانم شنیدست
مسلمانان چه زلفست آن که خواجو
بدان هندوی کافر بگرویدست
۵۵۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.