هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به توصیف زیبایی‌های معشوق و رنج‌های عاشق می‌پردازد. شاعر از موهای سیاه، ابروهای کمانی، و چهرهٔ معشوق با تصاویر شاعرانه یاد می‌کند و درد عشق و فراق را با مضامینی مانند اشک، آه، و آتش دل بیان می‌نماید.
رده سنی: 15+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعری ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.

غزل ۱۱۹ - وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست

وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
آنکه دزدیده در آن دیده خونخوار تو دیدست

چون کشد وسمه کمان دو کمان خانه ابروت
گر چه پیوسته کمان بر مه و خورشید کشیدست

جفت این طاق زمرد شد از آنروی چو گیسو
طاق فیروزهٔ ابروی تو پیوسته خمیدست

سر زلفت ببریدند و ببالات خوش افتاد
یا رب آن شعر سیه برقد خوبت که بریدست

آن خط سبز که از شمع رخت دود برآورد
دود آهیست که در آتش روی تو رسیدست

ای خوش آن صید که وقتی بکمند تو در افتاد
خرم آنمرغ که روزی بهوای تو پریدست

باد را بر سر کوی تو مجالست و مرا نیست
خنک آن باد که بر خاک سر کوت وزیدست

رقمی چند بسرخی که روان در قلم آمد
اشک شنگرفی چشمست که بر نامه چکیدست

خواجو از شوق رخت بسکه کند سیل فشانی
همه پیرامنش از خون جگر لاله دمیدست
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - هر که او دیدهٔ مردم کش مستت دیدست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - چو از برگ گلش سنبل دمیدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.