هوش مصنوعی:
این شعر بر اهمیت عشق و نیاز معنوی تأکید دارد و بیان میکند که عشق حقیقی فراتر از ظواهر دینی و مذهبی است. شاعر از سوزش درونی و عشق الهی سخن میگوید و اشاره میکند که بدون عشق، تمام اعمال ظاهری بیمعنا هستند. همچنین، او از درد هجران و اشتیاق به وصال میگوید و عشق را تنها راه رسیدن به حقیقت میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۳۸ - ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست
ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست
وانجا که نیازست چه حاجت بنمازست
بی عشق مسخر نشود ملک حقیقت
کان چیز که جز عشق بود عین مجازست
چون مرغ دل خستهٔ من صید نگردد
هرگاه که بینم که درمیکده بازست
آنکس که بود معتکف کعبهٔ قربت
در مذهب عشاق چه محتاج حجازست
هر چند که از بندگی ما چه برآید
ما بنده آنیم که او بنده نوازست
دائم دل پرتاب من از آتش سودا
چون شمع جگر تافته در سوز و گدازست
میسوزم و میسازم از آن روی که چون عود
کار من دلسوخته از سوز بسازست
حال شب هجر از من مهجور چه پرسی
کوتاه کن ای خواجه که آن قصه درازست
خواجو چکند بیتو که کام دل محمود
از مملکت روی زمین روی ایازست
وانجا که نیازست چه حاجت بنمازست
بی عشق مسخر نشود ملک حقیقت
کان چیز که جز عشق بود عین مجازست
چون مرغ دل خستهٔ من صید نگردد
هرگاه که بینم که درمیکده بازست
آنکس که بود معتکف کعبهٔ قربت
در مذهب عشاق چه محتاج حجازست
هر چند که از بندگی ما چه برآید
ما بنده آنیم که او بنده نوازست
دائم دل پرتاب من از آتش سودا
چون شمع جگر تافته در سوز و گدازست
میسوزم و میسازم از آن روی که چون عود
کار من دلسوخته از سوز بسازست
حال شب هجر از من مهجور چه پرسی
کوتاه کن ای خواجه که آن قصه درازست
خواجو چکند بیتو که کام دل محمود
از مملکت روی زمین روی ایازست
۵۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - از لعل آبدار تو نعلم برآتشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.