هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از خواجوی کرمانی، بر اهمیت درویشان و عشق الهی تأکید دارد. شاعر از دنیا و خویشان دل کنده و تنها به عشق و وصال معشوق (که نماد خداوند است) می‌اندیشد. او درد دل را با مرهم عشق درمان می‌داند و حتی جفای معشوق را شیرین می‌پندارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. همچنین، تمایل به ترک دنیا و بی‌اعتنایی به خویشان ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

غزل ۱۶۳ - نظری کن اگرت خاطر درویشانست

نظری کن اگرت خاطر درویشانست
که جمال تو ز حسن نظر ایشانست

روی ازین بندهٔ بیچارهٔ درویش متاب
زانکه سلطان جهان بندهٔ درویشانست

پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنم
آشنایان غمت را چه غم از خویشانست

بده آن بادهٔ نوشین که ندارم سرخویش
کانکه از خویش کند بیخبرم خویش آنست

حاصل از عمر به جز وصل نکورویان نیست
لیکن اندیشه ز تشویش بد اندیشانست

نکنم ترکش اگر زانکه به تیرم بزند
خنک آن صید که قربان جفا کیشانست

مرهمی بردل خواجو که نهد زانکه طبیب
فارغ از درد دل خستهٔ دل ریشانست
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۲ - اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۴ - آن جوهر جانست که در گوهر کانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.