هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از خطرات و سختی‌های عشق و سودا می‌گوید. او به عشق به عنوان یک تجربه‌ی عمیق و فراتر از ظواهر دنیوی نگاه می‌کند و بیان می‌کند که عشق واقعی فراتر از مرزهای مادی و صوری است. شاعر همچنین از ناامیدی‌ها و دردهای عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق حقیقی نیازمند تسلیم و فداکاری است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست' و 'جز خون جگر سائل نیست' ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.

غزل ۲۰۱ - ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست

ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
راه پر آفت سودای تو را منزل نیست

گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق
خون‌بهای من دل‌سوخته بر قاتل نیست

نشود فرقت صوری سبب منع وصال
زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست

میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس
کیست آن کو به رخ سرو قدان مایل نیست

هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم
گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل نیست

چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن
آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست

بنده از بندگیت خلعت شاهی یابد
که غلامی که قبولت نبود مقبل نیست

هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصل
چه کنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست

چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مرا
پند عاقل نکند سود چو دل قابل نیست

اگرت عقل بود منکر مجنون نشوی
کانکه دیوانه لیلی نشود عاقل نیست

غم دل با که تواند که بگوید خواجو
مگر آنکس که غمی دارد و او را دل نیست
کانال گوهرین در ایتا
۶۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۰ - حذر کن ز یاری که یاریش نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۲ - آن نگینی که منش می‌طلبم با جم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.