هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و شیفتگی شدید شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر عقل و جان خود میگوید و چگونه یاد معشوق او را مست و خراب میکند. همچنین، از زیباییهای معشوق مانند لعل لبش، چشمهایش، و زلفهایش تمجید میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
غزل ۲۵۶ - ز جام عشق تو عقلم خراب میگردد
ز جام عشق تو عقلم خراب میگردد
ز تاب مهر تو جانم کباب میگردد
مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت
بگرد ساقی و جام شراب میگردد
هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم
که دیر دعوت من مستجاب میگردد
دلست کاین همه خونم ز دیده میبارد
پرست کافت جان عقاب میگردد
تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم
ز شرم چشمهٔ نوش تو آب میگردد
چو برتو میفکنم دیده اشگ گلگونم
ز عکس گلشن رویت گلاب میگردد
بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین
بیاد چشم تو مست و خراب میگردد
عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی
چنین که زلف تو بر آفتاب میگردد
چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز
بگرد خانهٔ ما از چه باب میگردد
ز تاب مهر تو جانم کباب میگردد
مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت
بگرد ساقی و جام شراب میگردد
هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم
که دیر دعوت من مستجاب میگردد
دلست کاین همه خونم ز دیده میبارد
پرست کافت جان عقاب میگردد
تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم
ز شرم چشمهٔ نوش تو آب میگردد
چو برتو میفکنم دیده اشگ گلگونم
ز عکس گلشن رویت گلاب میگردد
بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین
بیاد چشم تو مست و خراب میگردد
عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی
چنین که زلف تو بر آفتاب میگردد
چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز
بگرد خانهٔ ما از چه باب میگردد
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - اگر آن ماه مهربان گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - چه بادست اینکه میآید که بوی یار ما دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.