هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق و دل‌باختگی می‌پردازد. شاعر از معشوق، طبیعت و احساسات خود سخن می‌گوید و از درد فراق و اشتیاق به دیدار یار می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۸۰ - ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد

ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
روز روشن ز حیا چادر شب برسر کرد

اندکی گل برخ خوب نگارم مانست
صبحدم باد صبا دامن او پر زر کرد

نتوانم که برآرم نفسی بی لب دوست
که قضا جان مرا در لب او مضمر کرد

پسته را با دهن تنگ تو نسبت کردم
رفت در خنده ز شادی مگرش باور کرد

هر زمان سنبل هندوی تو درتاب شود
که خرد نسبتم از بهر چه با عنبرکرد

آبرویم شده بر باد ز بی سیمی بود
سیم اشکست که کار رخ من چون زر کرد

هر میی کز کف ساقی غمت کردم نوش
گوئیا خون جگر بود که در ساغر کرد

دل خواجو که بجان آمده بود از غم عشق
خون شد امروز و سر از چشمهٔ چشمش برکرد
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - جان توجه بروی مهوش کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.