هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید. شاعر از رنج‌های عشق، بی‌قراری دل، و امید به وصال معشوق می‌نویسد. همچنین، از زیبایی‌های طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان انسان یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و دل‌باختگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۴۵۳ - چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید

چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
از تیره شبم صبح درخشان بنماید

از بس دل سرگشته که بربود در آفاق
امروز دلی نیست که دیگر برباید

زین بیش مپای ای مه بی مهر کزین بیش
پیداست که عمر من دلخسته چه پاید

گر کام تو اینست که جانم بلب آری
خوش باش که مقصود تو این لحظه برآید

در زلف تو بستم دل و این نقش نبستم
کز بند سر زلف تو کارم نگشاید

هر صبحدم از نکهت آن زلف سمن سای
برطرف چمن باد صبا غالیه ساید

در ده می چون زنگ که آئینه جانست
تا زنگ غمم ز آینه جان بزداید

مرغان خوش الحان چمن لال بمانند
چون بلبل باغ سخنم نغمه سراید

در دیدهٔ خواجو رخ دلجوی تو نوریست
کز دیدن آن نور دل و دیده فزاید
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۲ - عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴ - نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.