هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق بی‌پایان و فراق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌باختگی به معشوقی که همچون جانش درون اوست می‌نالد و از نرسیدن به وصال او شکایت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند عشق الهی و وصال معنوی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۵۹ - مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید

مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید
تاب طره جانان برون نمی‌آید

چو ترک مهوش کافر نژاد من صنمی
ز خیلخانه خاقان برون نمی‌آید

چو روی او سمن از بوستان نمی‌روید
چو لعل او گهر از کان برون نمی‌آید

نمی‌رود نفسی کان نگار کافر دل
بقصد خون مسلمان برون نمی‌آید

تو از کدام بهشتی که با طراوت تو
گلی ز گلشن رضوان برون نمی‌آید

برون نمی‌رود از جان دردمند فراق
امید وصل تو تا جان برون نمی‌آید

حسود گو چو شکر می‌گداز و میزن جوش
که طوطی از شکرستان برون نمی‌آید

ببوی یوسف مصر ای برادران عزیز
روانم از چه کنعان برون نمی‌آید

به قصد جان گدا هر چه می‌توان بکنید
که او ز خلوت سلطان برون نمی‌آید

چه سود در دهن تنگ او سخن خواجو
که هیچ فایده از آن برون نمی‌آید
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۸ - کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید
گوهر بعدی:غزل ۴۶۰ - ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.