هوش مصنوعی: این شعر از خواجوی کرمانی بیانگر حالتی از مستی، شوریدگی و عشق عرفانی است. شاعر از رنج‌ها و آتش درونی خود سخن می‌گوید و گاهی به مفاهیمی مانند اسلام، کفر و خرقه‌پوشی اشاره می‌کند. در نهایت، او از جام و می و حالت خمار یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده، اشاره به مستی و شوریدگی، و همچنین برخی اشارات به مفاهیم مذهبی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

غزل ۴۶۹ - مستم ز در خانهٔ خمار برآرید

مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
و آشفته و شوریده ببازار برآرید

چون سر انا الحق ز من سوخته شد فاش
زنجیر کشانم بسردار برآرید

یا دادم از آن چرخ سیه روی بخواهید
یا دودم ازین دلق سیه کار برآرید

چون نام من خسته باین کار برآمد
گو در رخ من خنجر آنکار برآرید

ما را که درین حلقه سر از پای ندانیم
پرگار صفت گرد در یار برآرید

گر رایت اسلام نگون می‌شود از ما
آوازه ما در صف کفار برآرید

برمستی ما دست تعنت مفشانید
وز هستی ما گرد بیکبار برآرید

امروز که از پیرمغان خرقه گرفتیم
ما را ز در دیر به زنار برآرید

خواجو چو رخ جام بخونابه فرو شست
نامش بقدح شوئی خمار برآرید
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۸ - جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
گوهر بعدی:غزل ۴۷۰ - سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.