هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوریدگی سخن میگوید و آرزو میکند تا قید و بندهای جهان را بشکند و به آزادی برسد. او از شکستن محدودیتهای هستی، مانند چرخ فلک و قوانین طبیعت، سخن میگوید و عشق را به عنوان نیرویی توانمند برای رسیدن به این آرزوها میستاید. در پایان، شاعر از توبه و ریاکاری بیزار است و خواهان شرابی است تا توبه را یکسره بشکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شوریدگی عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و شکستن توبه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۶۶۵ - گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
بازار کارخانهٔ اسرار بشکنم
بر بام هفت قلعهٔ گردون علم زنم
دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم
در هم کشم طناب سراپرده کبود
بند و طلسم گنبد دوار بشکنم
منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم
قلب سپاه کوکب سیار بشکنم
گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم
چون نقطه پایدارم و پرگار بشکنم
بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم
نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم
بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
ناموس این حدیقهٔ انوار بشکنم
تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت
جامی بده که توبه بیکبار بشکنم
خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعهئی
زنجیر و قفل خانه خمار بشکنم
بازار کارخانهٔ اسرار بشکنم
بر بام هفت قلعهٔ گردون علم زنم
دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم
در هم کشم طناب سراپرده کبود
بند و طلسم گنبد دوار بشکنم
منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم
قلب سپاه کوکب سیار بشکنم
گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم
چون نقطه پایدارم و پرگار بشکنم
بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم
نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم
بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
ناموس این حدیقهٔ انوار بشکنم
تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت
جامی بده که توبه بیکبار بشکنم
خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعهئی
زنجیر و قفل خانه خمار بشکنم
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۴ - من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۶ - ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.