هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر عشق و ایثار شاعر به معشوق است. شاعر از فداکاری‌های خود می‌گوید، از جمله وقف جان و اعتماد بر کرم معشوق، تحمل رنج و جفاهای او، و آرزوی وصال. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند تیمم به غبار قدم معشوق و فقر عاشقانه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.

غزل ۶۹۳ - دو جان وقف حریم حرم او کردیم

دو جان وقف حریم حرم او کردیم
و اعتماد از دو جهان بر کرم او کردیم

چون خضر دست ز سرچشمهٔ حیوان شستیم
تا تیمم بغبار قدم او کردیم

آنکه از درد دل خسته دلان آگه نیست
ما دوای دل غمگین بغم او کردیم

بی عنا و الم او نتوانیم نشست
ز آنکه عادت بعنا و الم او کردیم

آن همه نامه نوشتیم و جوابی ننوشت
گوئیا عقد لسان قلم او کردیم

زان جفا جوی ستمکاره نداریم شکیب
گر چه جان در سر جور و ستم او کردیم

اگر از سکهٔ او روی نتابیم مرنج
که فقیریم و طمع در درم او کردیم

پیش آن لعبت شیرین نفس از غایت شوق
جان بدادیم و تمنای دم او کردیم

یا رب آن خسرو خوبان جهان آگه بود
که چه فریاد بپای علم او کردیم

مردم دیدهٔ هندو وش دریائی را
خاک روب سر کوی خدم او کردیم

در دم صبح که خواجو ره مستان می‌زد
ای بسا ناله که بر زیر و بم او کردیم
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹۲ - ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
گوهر بعدی:غزل ۶۹۴ - اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.