هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از خواجوی کرمانی، به موضوعات عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و سلوک معنوی میپردازد. شاعر از ضرورت گذر از ظواهر و رسیدن به حقیقت، عشق به معشوق حقیقی، و رهایی از دامهای دنیا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی و ادبی برای فهم کامل شعر، آن را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میکند.
غزل ۷۴۴ - هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
یا چو هندو بندهٔ ترکان نمیباید شدن
ماه بزم افروز و عالم سوز من چون حاضرست
پیش شمع عارضش پروانه میباید شدن
تا مگر گنجی بدست آید ترا عمری دراز
معتکف در کنج هر ویرانه میباید شدن
ملک جانرا منزل جانانه میباید شناخت
وانگه از جان طالب جانانه میباید شدن
از سر افسانه و افسون همی باید گذشت
یا به عشقش در جهان افسانه میباید شدن
تا شود بتخانه از روی حقیقت کعبهات
با هوای کعبه در بتخانه میباید شدن
هر چه میبینی برون از دانه و دام تو نیست
فارغ از دام و بری از دانه میباید شدن
بابت پیمان شکن پیمانه نوش و غم مخور
زانکه شادی خوردهٔ پیمانه میباید شدن
گفتم ار شکرانه میخواهی به جان استادهام
گفت خواجو از پی شکرانه میباید شدن
یا چو هندو بندهٔ ترکان نمیباید شدن
ماه بزم افروز و عالم سوز من چون حاضرست
پیش شمع عارضش پروانه میباید شدن
تا مگر گنجی بدست آید ترا عمری دراز
معتکف در کنج هر ویرانه میباید شدن
ملک جانرا منزل جانانه میباید شناخت
وانگه از جان طالب جانانه میباید شدن
از سر افسانه و افسون همی باید گذشت
یا به عشقش در جهان افسانه میباید شدن
تا شود بتخانه از روی حقیقت کعبهات
با هوای کعبه در بتخانه میباید شدن
هر چه میبینی برون از دانه و دام تو نیست
فارغ از دام و بری از دانه میباید شدن
بابت پیمان شکن پیمانه نوش و غم مخور
زانکه شادی خوردهٔ پیمانه میباید شدن
گفتم ار شکرانه میخواهی به جان استادهام
گفت خواجو از پی شکرانه میباید شدن
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۳ - دوش چون از لعل میگون تو میگفتم سخن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۵ - بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.