هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، وصف طبیعت، و نقد صوفیان می‌پردازد. شاعر از سرگشتگی دل، می و میخانه، و زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید و با زبانی نمادین، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده مانند می و میخانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۹۱۱ - ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی

ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی
گوی را منکر نشاید گشت با چوگان بگوی

قامتم شد چون کمند زلف مهرویان دو تا
بسکه می‌جویم دل سرگشته را در خاک کوی

صوفیان را بی می صافی نمی‌باشد صفا
جامهٔ صوفی بجام بادهٔ صافی بشوی

چند گوئی در صف رندان کجا جویم ترا
تشنگانرا هر کجا آبی روان یابی بجوی

ساقیان خفتند و رندان همچنان در های های
مطربان رفتند و مستان همچنین در های و هوی

یکنفس خواهم که با گل خوش برآیم در چمن
لیک نتوانم ز دست بلبل بسیار گوی

خویشتن را از میانت باز نتوانم شناخت
زانکه فرقی نیست از موی میانت تا بموی

دل بدستت داده‌ام لیکن کدامم دستگاه
خاک کویت گشته‌ام اما کدامم آبروی

گر وطن بر چشمهٔ آب روانت آرزوست
خوش برآ بر گوشهٔ چشمم چو گل بر طرف جوی

گر تو برقع می‌گشائی ماه گو دیگر متاب
ور تو قامت می‌نمائی سرو گو هرگز مروی

لاله را گر دل بجام ارغوانی می‌کشد
بلبلان را بین چو خواجو مست و لایعقل ببوی
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۰ - جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
گوهر بعدی:غزل ۹۱۲ - چون نی سر گشتهٔ چوگان چو گوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.