هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عراقی، بیانگر درد و شور عشق است. شاعر از ناتوانی در جدا شدن از معشوق، تأثیر عمیق نگاه و رفتار او، و یکتایی معشوق در عالم سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و نقش معشوق در هستی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۴۹ - بیرخت جان در میان نتوان نهاد
بیرخت جان در میان نتوان نهاد
بییقین پا بر گمان نتوان نهاد ۱
جان بباید داد و بستد بوسهای
بیکنارت در میان نتوان نهاد ۲
نیمجانی دارم از تو یادگار
بر لبت لب رایگان نتوان نهاد ۳
در جهان چشمت خرابی میکند
جرم بر دور زمان نتوان نهاد ۴
خون ما ز ابرو و مژگان ریختی
تیر به زین در کمان نتوان نهاد ۵
حال من زلفت پریشان میکند
پس گنه بر دیگران نتوان نهاد ۶
در جهان چون هرچه خواهی میکنی
جرم بر هر ناتوان نتوان نهاد ۷
هر چه هست اندر همه عالم تویی
نام هستی بر جهان نتوان نهاد ۸
چون تو را جز تو نمیبیند کسی
منتی بر عاشقان نتوان نهاد ۹
بر در وصلت چو کس میگذرد
تهمتی بر انس و جان نتوان نهاد ۱۰
عاشق تو هم تو بس، پس نام عشق
گه برین و گه بر آن نتوان نهاد ۱۱
تا نگیرد دست من دامان تو
پای دل بر فرق جان نتوان نهاد ۱۲
چون عراقی آستین ما گرفت
رخت او بر آسمان نتوان نهاد ۱۳
بییقین پا بر گمان نتوان نهاد ۱
جان بباید داد و بستد بوسهای
بیکنارت در میان نتوان نهاد ۲
نیمجانی دارم از تو یادگار
بر لبت لب رایگان نتوان نهاد ۳
در جهان چشمت خرابی میکند
جرم بر دور زمان نتوان نهاد ۴
خون ما ز ابرو و مژگان ریختی
تیر به زین در کمان نتوان نهاد ۵
حال من زلفت پریشان میکند
پس گنه بر دیگران نتوان نهاد ۶
در جهان چون هرچه خواهی میکنی
جرم بر هر ناتوان نتوان نهاد ۷
هر چه هست اندر همه عالم تویی
نام هستی بر جهان نتوان نهاد ۸
چون تو را جز تو نمیبیند کسی
منتی بر عاشقان نتوان نهاد ۹
بر در وصلت چو کس میگذرد
تهمتی بر انس و جان نتوان نهاد ۱۰
عاشق تو هم تو بس، پس نام عشق
گه برین و گه بر آن نتوان نهاد ۱۱
تا نگیرد دست من دامان تو
پای دل بر فرق جان نتوان نهاد ۱۲
چون عراقی آستین ما گرفت
رخت او بر آسمان نتوان نهاد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۵۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸ - بر من، ای دل، بند جان نتوان نهاد
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.