هوش مصنوعی: این شعر از عراقی بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ ناکامی‌ها، عشق و سرنوشت تلخ اوست. او از دشمنی‌های دیگران، از دست دادن اقبال، و عشق نافرجام خود می‌نالد. همچنین، اشاره‌ای به دیوانگی ناشی از عشق و سقوط از اوج موفقیت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، ناامیدی و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد.

غزل ۱۳۵ - کار ما، بنگر، که خام افتاد باز

کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
کار با پیک و پیام افتاد باز ۱

من چه دانم در میان دوستان
دشمن بد گو کدام افتاد باز؟ ۲

این همی دانم که گفت و گوی ما
در زبان خاص و عام افتاد باز ۳

عاشق دیوانه نامم کرده‌اند
بر من آخر این چه نام افتاد باز؟ ۴

روز بخت من چو شب تاریک شد
صبح امیدم به شام افتاد باز ۵

توسن دولت، که بودی رام من
آن هم‌اکنون بدلگام افتاد باز ۶

باز اقبال از کف من بر پرید
زاغ ادبارم به دام افتاد باز ۷

مجلس عیش دل‌افروز مرا
باطیه بشکست و جام افتاد باز ۸

در گلستان می‌گذشتم صبحدم
بوی یارم در مشام افتاد باز ۹

در سر سودای زلفش شد دلم
مرغ صحرایی به دام افتاد باز ۱۰

تا بدیدم عکس او در جام می
در سرم سودای خام افتاد باز ۱۱

تا چشیدم جرعه‌ای از جام می
در دلم مهر مدام افتاد باز ۱۲

من چو از سودای خوبان سوختم
پس عراقی از چه خام افتاد باز؟ ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴ - از غم عشقت جگر خون است باز
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶ - بی‌جمال تو، ای جهان افروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.