هوش مصنوعی:
شاعر در این متن با دل و جگر خود گفتوگو میکند. دل و جگرش از رنج و آزردگی شکایت میکنند و شاعر از آنها میخواهد که خونش را بریزند، اما پاسخ میشنود که این کار سودی ندارد زیرا کسی که پروردهی آنهاست، اکنون از آنها دور شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج و آزردگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
رباعی ۱۵ - گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
گفتم: جگرم، گفت که: آزردهٔ ماست ۱
گفتم که: بریز خون من، گفت برو
کازاد کسی بود که پروردهٔ ماست ۲
گفتم: جگرم، گفت که: آزردهٔ ماست ۱
گفتم که: بریز خون من، گفت برو
کازاد کسی بود که پروردهٔ ماست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴ - پیری ز خرابات برون آمد مست
گوهر بعدی:رباعی ۱۶ - ماییم که بیمایی ما مایهٔ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.