هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و شورانگیز عاشق نسبت به معشوق است. عاشق از بیقراری، بیصبری و اشتیاق سوزان خود برای دیدار معشوق میگوید و اشاره میکند که عشق او درمان تمام دردهایش است. او از تأثیر زیبایی و شهرت معشوق در جهان سخن میگوید و اظهار میدارد که آرزوی معشوق او را به گرد جهان میکشاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که درک کامل آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
مثنوی
نکند جز که شوق دیدارت
خانهٔ صبر عاشقان غارت ۱
آرزوی تو هردم از دل ریش
راتبی میبرد به عادت خویش ۲
نه فراغی به حسب حال منت
نه مجالی که بشنوم سخنت ۳
سخنی کان از آن لب دلجوست
باد جانش فدا ، که جان داروست ۴
عالم عاشقان ز حیرت او
در بدر میروند و کوی به کو ۵
گرچه دردی است، عشق، بیدرمان
هست درمان درد ما جانان ۶
راه تو موضع سرم گردد
طالبم، گر میسرم گردد ۷
تا به سودای تو گرفتارم
کافرم، گر ز خود خبر دارم ۸
تا به گوشم حکایت تو رسید
دیگر از دیگران سخن نشنید ۹
حسنت آوازه در جهان افکند
هردلی، کان شنید، جان افکند ۱۰
خیل حسن تو ملک جان بگرفت
صیت حسنت همه جهان بگرفت ۱۱
آرزوی تو آشکار و نهان
میدواند مرا به گرد جهان ۱۲
خانهٔ صبر عاشقان غارت ۱
آرزوی تو هردم از دل ریش
راتبی میبرد به عادت خویش ۲
نه فراغی به حسب حال منت
نه مجالی که بشنوم سخنت ۳
سخنی کان از آن لب دلجوست
باد جانش فدا ، که جان داروست ۴
عالم عاشقان ز حیرت او
در بدر میروند و کوی به کو ۵
گرچه دردی است، عشق، بیدرمان
هست درمان درد ما جانان ۶
راه تو موضع سرم گردد
طالبم، گر میسرم گردد ۷
تا به سودای تو گرفتارم
کافرم، گر ز خود خبر دارم ۸
تا به گوشم حکایت تو رسید
دیگر از دیگران سخن نشنید ۹
حسنت آوازه در جهان افکند
هردلی، کان شنید، جان افکند ۱۰
خیل حسن تو ملک جان بگرفت
صیت حسنت همه جهان بگرفت ۱۱
آرزوی تو آشکار و نهان
میدواند مرا به گرد جهان ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل
گوهر بعدی:حکایت - پسری داشت شحنهٔ تبریز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.