هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات عمیق خود سخن می‌گوید، از خداوند می‌خواهد که او را شاد کند، به او کمک کند و از رنج‌ها نجاتش دهد. او از وعده‌های دروغ و ملامت‌ها شکایت دارد و آرزو می‌کند که مانند سرو و بید آزاد باشد. شاعر همچنین از گوش جهانیان به فریادش امیدوار است و از پیر دیر (شاید اشاره به خدا یا عارفی دانا) می‌خواهد که به او کمک کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا ۱

حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو
از وعدهٔ دروغ، دلی شاد کن مرا ۲

پیوسته است سلسلهٔ خاکیان به هم
بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا ۳

شاید به گرد قافلهٔ بیخودان رسم
ای پیر دیر، همتی امداد کن مرا ۴

گشته است خون مرده جهان ز آرمیدگی
دیوانهٔ قلمرو ایجاد کن مرا ۵

بی حاصلی ز سنگ ملامت بود حصار
چون سرو و بید ازثمر آزاد کن مرا ۶

دارد به فکر صائب من گوش عالمی
یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۸۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - ساقی از رطل گران سنگی سبک دل کن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.