هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ناتوانیها و شکستهای انسانی در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید. از عقل و تدبیر گرفته تا عشق و صبر، همه در برابر سختیها ناتوان بودهاند. شعر به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق نافرجام، و تنهایی میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۵۶ - چارهٔ دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
چارهٔ دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد ۱
در کنار خاک، عمر ما به خون خوردن گذشت
مادر بیمهر خون را شیر نتوانست کرد ۲
راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد
غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد ۳
محو شد هر کس که دید آن چشم خواب آلود را
هیچ کس این خواب را تعبیر نتوانست کرد ۴
در نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگر
با کمان یک دم مدارا تیر نتوانست کرد ۵
حلقهٔ در از درون خانه باشد بیخبر
مطلب دل را زبان تقریر نتوانست کرد ۶
از ته دل هیچ کس صائب درین بستانسرا
خندهای چون غنچهٔ تصویر نتوانست کرد ۷
خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد ۱
در کنار خاک، عمر ما به خون خوردن گذشت
مادر بیمهر خون را شیر نتوانست کرد ۲
راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد
غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد ۳
محو شد هر کس که دید آن چشم خواب آلود را
هیچ کس این خواب را تعبیر نتوانست کرد ۴
در نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگر
با کمان یک دم مدارا تیر نتوانست کرد ۵
حلقهٔ در از درون خانه باشد بیخبر
مطلب دل را زبان تقریر نتوانست کرد ۶
از ته دل هیچ کس صائب درین بستانسرا
خندهای چون غنچهٔ تصویر نتوانست کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵ - تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - دل را به زلف پرچین، تسخیر میتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.