هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر تجربیات و تفکرات شاعر درباره زندگی، گذر زمان، و پذیرش تقدیر است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند باده گلرنگ، موج دریا، و غنچه در بوستان، احساسات عمیق خود را درباره رنج‌ها و لذت‌های زندگی بیان می‌کند. او به پذیرش سرنوشت و افتادن در مسیر زندگی اشاره دارد و تأکید می‌کند که حتی در افتادن نیز ارزش و معنایی وجود دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۱۲۰ - ما هوش خود با بادهٔ گلرنگ داده‌ایم

ما هوش خود با بادهٔ گلرنگ داده‌ایم
گردن چو شیشه بر خط ساغر نهاده‌ایم

بر روی دست باد مرادست سیر ما
چون موج تا عنان به کف بحر داده‌ایم

یک عمر همچو غنچه درین بوستانسرا
خون خورده‌ایم تا گره دل گشاده‌ایم

از زندگی است یک دو نفس در بساط ما
چون صبح ما ز روز ازل پیر زاده‌ایم

بر هیچ خاطری ننشسته است گرد ما
افتاده نیست خاک، اگر ما فتاده‌ایم

چون طفل نی‌سوار به میدان اختیار
در چشم خود سوار، ولیکن پیاده‌ایم

گوهر نمی‌فتد ز بهار از فتادگی
سهل است اگر به خاک دو روزی فتاده‌ایم

صائب بود ازان لب میگون خمار ما
بیدرد را خیال که مخمور باده‌ایم
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - ما نقش دلپذیر ورق‌های ساده‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.