هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند آزادی، شادی، مبارزه با محدودیت‌ها و رسوم، و لذت بردن از زندگی می‌پردازد. شاعر از تصاویری مانند قلب گردون، شیشه، خشت بالین، کوچه بند رسوم، و گل صبح استفاده کرده تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.

غزل ۱۴۶ - بده می که بر قلب گردون زنیم!

بده می که بر قلب گردون زنیم!
ازین شیشه چون رنگ بیرون زنیم ۱

سرانجام چون خشت بالین بود
به خم تکیه همچون فلاطون زنیم ۲

برآییم از کوچه بند رسوم
دم در بیابان چو مجنون زنیم ۳

برآریم از بحر سر چون حباب
ازین تنگنا خیمه بیرون زنیم ۴

به این قد خم گشته، چوگان صفت
سرپای بر گوی گردون زنیم ۵

عرق رنگ نگذاشت بر روی ما
به قلب قدحهای گلگون زنیم ۶

به دشمن شبیخون زدن عاجزی است
گل صبح بر قلب گردون زنیم ۷

نیفتیم چون سایه دنبال خضر
به لبهای میگون شبیخون زنیم ۸

دل ما شود صائب آن روز باز
که چون سیل، گلگشت هامون زنیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۵ - اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷ - ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمی‌دهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.