هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی ناکامی‌ها، رنج‌ها و بی‌ثمری تلاش‌هایش در زندگی است. او از بی‌توجهی دیگران به رنج‌هایش گلایه دارد و خود را مانند برگ‌های خزان آماده‌ی پرواز می‌داند. شاعر همچنین به بی‌خبری خود از هدف نهایی (کعبهٔ مقصود) اشاره می‌کند و خود را بخشی از رندان دنیا می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۱۴۵ - اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم

اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم
آه است، درین باغ، نهالی که رسانیم

از ما گلهٔ بی‌ثمری کس نشینده است
هر چند که چون بید سراپای زبانیم

بیداری دولت به سبکروحی ما نیست
هر چند که چون خواب بر احباب گرانیم

چون تیر مدارید ز ما چشم اقامت
کز قامت خم گشته در آغوش کمانیم

گر صاف بود سینهٔ ما، هیچ عجب نیست
عمری است درین میکده از درد کشانیم

موقوف نسیمی است ز هم ریختن ما
آمادهٔ پرواز چو اوراق خزانیم

از ما خبر کعبهٔ مقصود مپرسید
ما بیخبران قافلهٔ ریگ روانیم

عمری است که در خرقهٔ پرهیز چو صائب
سرحلقهٔ رندان خرابات جهانیم
کانال گوهرین در ایتا
۶۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - گردباد دامن صحرای بی‌سامانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - بده می که بر قلب گردون زنیم!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.