هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوقی است که از او دوری می‌کند. شاعر از بی‌توجهی معشوق، انتظارهای بی‌پایان و درد فراق شکایت دارد. او به روزهای آزادی و شادی گذشته اشاره می‌کند و اکنون خود را در قفس حسرت می‌بیند. معشوق با تغافل و بی‌اعتنایی، شاعر را رنج می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵ - تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها
من و این دشت بی‌پایان و بی‌حاصل دویدن‌ها ۱

تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شب‌ها و درد انتظار و دل طپیدن‌ها ۲

نصیحت‌های نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی
چها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدن‌ها ۳

پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدن‌ها ۴

کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدن‌ها ۵

تغافل‌های او در بزم غیرم کشته بود امشب
نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدن‌ها ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴ - جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
گوهر بعدی:غزل ۶ - به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.