هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام سخن میگوید. او از آمدن یار به همراه رقیب و بینصیب ماندن از وصال شکایت دارد و از بیتابی و بیقراری خود در فراق یار مینالد. شاعر همچنین از فریبخوردگی عاشقان و ناشنیده ماندن رازهای عشق گلایه میکند و در پایان، از حال نزار خود و امید به آمدن طبیب سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶ - به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
شبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما ۱
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدم
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما ۲
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما ۳
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او
از آن سرچشمه من هم میخورم گاهی فریب اما ۴
به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران
طبیبش کاش میآمد به بالین عنقریب اما ۵
شبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما ۱
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدم
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما ۲
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما ۳
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او
از آن سرچشمه من هم میخورم گاهی فریب اما ۴
به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران
طبیبش کاش میآمد به بالین عنقریب اما ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
گوهر بعدی:غزل ۷ - جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.