هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج شاعر از بیتوجهی معشوق است. شاعر با زبانی پراحساس از معشوق میخواهد که به او توجه کند و دردهایش را درمان نماید. او معشوق را به عنوان سلطان جان و ماه جهان توصیف میکند و از او میخواهد که با نگاهی پر از لطف و کرم به حالش رسیدگی کند. شاعر همچنین از جفاها و بیوفاییهای معشوق شکایت دارد و از او میخواهد که از سر لطف به او نگاه کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۷۷ - چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی ۱
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی ۲
ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی ۳
همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی ۴
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی ۵
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی ۶
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی ۱
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی ۲
ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی ۳
همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی ۴
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی ۵
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶ - رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکستهای
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.