هوش مصنوعی: این متن شعری است که مفاهیمی مانند انتظار، عشق، فتنه، مرگ و آزمون‌های زندگی را بیان می‌کند. شاعر از گذر زمان، ناامیدی‌ها و چالش‌های عشق سخن می‌گوید و به مفاهیم عمیق انسانی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.

غزل ۸۸ - منتظری عمرها گر بگذاری نشست

منتظری عمرها گر بگذاری نشست
آخر از آن ره بر او گردسواری نشست ۱

هرکه ز دشت وجود خاست درین صید گاه
بهر وی اندر کمین شیر شکاری نشست ۲

گرد تو را چون رساند فتنه به میدان دهر
هرکه سر فتنه داشت رفت و به کاری نشست ۳

غمزه زنان آمدی شاهسوار اجل
تیغ به دست تو داد خود به کناری نشست ۴

خون مرا گرچه داد عاشقی تو به باد
هیچ ازین رهگذر بر تو غباری نشست ۵

در قدح عشق‌ریز باده مرد آزمای
کز سر دعوی به بزم باده گساری نشست ۶

محتشم خسته را پر بره انتظار
چهره به خون شد نگار تا به نگاری نشست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷ - گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.