هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف معشوق و جذابیتهای او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، از جمله چشمان نافذ و شیوههای دلربای او سخن میگوید و خود را اسیر عشق او میداند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند جان و بهار عالم دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۱ - نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
بهار عالم جان خط نودمیدهٔ اوست ۱
ز چشم او به نگه کردنی گرفتارم
که از نهفته نگههای برگزیدهٔ اوست ۲
ز شیوههای خدا آفرین او پیداست
هزار شیوهٔ نیکو که آفریده اوست ۳
به دست تنگ قبائی دلم گرفتار است
که هر که راست دلی حبیب جان دریدهٔ اوست ۴
ازو کشنده تر است آن سیاه نا پروا
که چشم باده کش سرمهٔ ناکشیدهٔ اوست ۵
چو میروی پی صیدی هزار گونه شتاب
نهفته در حرکتهای آرمیدهٔ اوست ۶
به باغ او نروی ای طمع به گل چیدن
که زیب گلشن خوبی گل نچیدهٔ اوست ۷
محل یار فروشی فغان که یاد نکرد
ز محتشم که غلام درم خریدهٔ اوست ۸
بهار عالم جان خط نودمیدهٔ اوست ۱
ز چشم او به نگه کردنی گرفتارم
که از نهفته نگههای برگزیدهٔ اوست ۲
ز شیوههای خدا آفرین او پیداست
هزار شیوهٔ نیکو که آفریده اوست ۳
به دست تنگ قبائی دلم گرفتار است
که هر که راست دلی حبیب جان دریدهٔ اوست ۴
ازو کشنده تر است آن سیاه نا پروا
که چشم باده کش سرمهٔ ناکشیدهٔ اوست ۵
چو میروی پی صیدی هزار گونه شتاب
نهفته در حرکتهای آرمیدهٔ اوست ۶
به باغ او نروی ای طمع به گل چیدن
که زیب گلشن خوبی گل نچیدهٔ اوست ۷
محل یار فروشی فغان که یاد نکرد
ز محتشم که غلام درم خریدهٔ اوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.