هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او از دردها و رنجهای عشق، جور معشوق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود مینالد. همچنین، به تسخیر شدن توسط عشق و تغییراتی که در وجودش ایجاد شده اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مرتبط با رنج و جنون نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و فکری دارد.
غزل ۱۲۸ - حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
ای دل بدخواه من مژده که خونم گرفت ۱
من که شب غم زدم بس خم از اقلیم عشق
تفرقه چونم شناخت حادثه چونم گرفت ۲
خنجر جور توام سینه به نوعی شکافت
کاب دو چشم از برون راه درونم گرفت ۳
بهر رضای توام چرخ ز قصر حیات
خواست به زیر افکند بخت نگونم گرفت ۴
هیچ گه از جرم عشق گرم به خونم نگشت
خوی تو در عاشقی بس که زبونم گرفت ۵
عشق که تسخیر من از خم زلف تو کرد
در خم من سالها داشت کنونم گرفت ۶
محتشم از مردمان بود دل من رمان
رام پری چون شدم گرنه جنونم گرفت ۷
ای دل بدخواه من مژده که خونم گرفت ۱
من که شب غم زدم بس خم از اقلیم عشق
تفرقه چونم شناخت حادثه چونم گرفت ۲
خنجر جور توام سینه به نوعی شکافت
کاب دو چشم از برون راه درونم گرفت ۳
بهر رضای توام چرخ ز قصر حیات
خواست به زیر افکند بخت نگونم گرفت ۴
هیچ گه از جرم عشق گرم به خونم نگشت
خوی تو در عاشقی بس که زبونم گرفت ۵
عشق که تسخیر من از خم زلف تو کرد
در خم من سالها داشت کنونم گرفت ۶
محتشم از مردمان بود دل من رمان
رام پری چون شدم گرنه جنونم گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.