هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از غمهایش مینالد، از ستمهای زمانه شکایت دارد و از دوری معشوق رنج میبرد. او از عشقهای افسانهای مانند لیلی و شیرین نیز یاد میکند و در نهایت، از بیقراری و شوق دیدار یار میسراید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک عمیقتر آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۲۷ - بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
کاندر شباب قد من زار خم گرفت ۱
بیطاق ابروی تو که طاق است در جهان
چندان گریست دیده که این طاق نم گرفت ۲
تا ملک حسن بر تو گرفت ای صنم قرار
آفاق را تمام سپاه ستم گرفت ۳
راه حریم کوی تو بر من رقیب بست
ناآشنا سگی ره صید حرم گرفت ۴
لیلی اگرچه شور عرب شد به دلبری
شیرین زبان من ز عرب تا عجم گرفت ۵
در ملک جان زدند منادی که الرحیل
سلطان حسن یار چه از خط حشم گرفت ۶
میخواستم به دوست نویسم حدیث شوق
آتش ز گرمی سخنم در قلم گرفت ۷
عید است و هرکه هست بتی را گرفته دست
امروز نیست بر من مست ای صنم گرفت ۸
ملک سخن که تیز زبانان گذاشتند
بار دگر به تیغ زبان محتشم گرفت ۹
کاندر شباب قد من زار خم گرفت ۱
بیطاق ابروی تو که طاق است در جهان
چندان گریست دیده که این طاق نم گرفت ۲
تا ملک حسن بر تو گرفت ای صنم قرار
آفاق را تمام سپاه ستم گرفت ۳
راه حریم کوی تو بر من رقیب بست
ناآشنا سگی ره صید حرم گرفت ۴
لیلی اگرچه شور عرب شد به دلبری
شیرین زبان من ز عرب تا عجم گرفت ۵
در ملک جان زدند منادی که الرحیل
سلطان حسن یار چه از خط حشم گرفت ۶
میخواستم به دوست نویسم حدیث شوق
آتش ز گرمی سخنم در قلم گرفت ۷
عید است و هرکه هست بتی را گرفته دست
امروز نیست بر من مست ای صنم گرفت ۸
ملک سخن که تیز زبانان گذاشتند
بار دگر به تیغ زبان محتشم گرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶ - ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸ - حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.