هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و دوری از معشوق مینالد و مرگ را به زندگی پر از غم ترجیح میدهد. او آرزو میکند که حتی یک لحظه با یاران همدم باشد و از دنیای مادی بگذرد. همچنین، از خیال معشوق و دردهای عاشقانه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است با احساسات آنها سازگار نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم فلسفی مانند مرگ و زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷۶ - چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
مرگ پیش من به از عمری که در غم بگذرد ۱
بی تو از عمرم دمی باقیست آه ار بعد ازین
بر من از ایام هجران تو یکدم بگذرد ۲
هیچ دانی چیست مقصود از حیات آدمی
یکدمی کزعمر با یاران همدم بگذرد ۳
گر بگفت دوست خواهد از حریفان عالمی
مرد آن بادش که میگفت از دو عالم بگذرد ۴
خیل سلطان خیالت کز قیاس آمد برون
بگذرد در دل دمی صد بار اگر کم بگذرد ۵
ای که باز از کین ما دامن فراهم چیدهای
دست ما و دامن مهر تو کین هم بگذرد ۶
محتشم بیمار و جانش بر لب از هجران توست
کاش بر وی بگذری زان پیش کز هم بگذرد ۷
مرگ پیش من به از عمری که در غم بگذرد ۱
بی تو از عمرم دمی باقیست آه ار بعد ازین
بر من از ایام هجران تو یکدم بگذرد ۲
هیچ دانی چیست مقصود از حیات آدمی
یکدمی کزعمر با یاران همدم بگذرد ۳
گر بگفت دوست خواهد از حریفان عالمی
مرد آن بادش که میگفت از دو عالم بگذرد ۴
خیل سلطان خیالت کز قیاس آمد برون
بگذرد در دل دمی صد بار اگر کم بگذرد ۵
ای که باز از کین ما دامن فراهم چیدهای
دست ما و دامن مهر تو کین هم بگذرد ۶
محتشم بیمار و جانش بر لب از هجران توست
کاش بر وی بگذری زان پیش کز هم بگذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.