هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از درد فراق و شوق وصال مینالد، اما در نهایت با نوید وصلت، خوشحال میشود. تأثیرات عاطفی هجران و شادی ناشی از امید به دیدار معشوق در ابیات مشهود است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق مانند عشق، هجران و انتظار است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۸۱ - چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
ماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد ۱
ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکاب
ترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد ۲
اول از اهمال دوران در توقف بود کار
لیک آخر کار خود بخت سریع اقبال کرد ۳
بی گمان دولت به میدان رخش سرعت میجهاند
در جنیبت بردنش هرچند دور اهمال کرد ۴
آتش ما را چو مرغ نامهآور ساخت تیز
مرغ غم را بر سر ما بیپر و بیبال کرد ۵
آن چنان حالم دگرگون شد که جان دادم به باد
زان نوید بیگمانم چون صبا خوشحال کرد ۶
بر زبان محتشم صد شکوه بود از هجر تو
مژدهٔ وصلت ز بس خوشحالی او را لال کرد ۷
ماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد ۱
ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکاب
ترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد ۲
اول از اهمال دوران در توقف بود کار
لیک آخر کار خود بخت سریع اقبال کرد ۳
بی گمان دولت به میدان رخش سرعت میجهاند
در جنیبت بردنش هرچند دور اهمال کرد ۴
آتش ما را چو مرغ نامهآور ساخت تیز
مرغ غم را بر سر ما بیپر و بیبال کرد ۵
آن چنان حالم دگرگون شد که جان دادم به باد
زان نوید بیگمانم چون صبا خوشحال کرد ۶
بر زبان محتشم صد شکوه بود از هجر تو
مژدهٔ وصلت ز بس خوشحالی او را لال کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰ - فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲ - از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.