هوش مصنوعی: این شعر از رنج‌ها و ناملایماتی که شاعر در زندگی متحمل شده است سخن می‌گوید، اما در عین حال به لطف‌های بی‌کران الهی و اقبالی که در نهایت به او روی آورده، اشاره دارد. شاعر از غم‌ها و ستم‌هایی که کشیده می‌گوید، اما در نهایت به مرحمت و لطف بی‌پایان خداوند اشاره می‌کند که او را از دریای غم نجات داده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ستم نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

غزل ۱۸۰ - فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد

فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
دگر به راه تلافی سبک عنانش کرد ۱

زبان ز پرسش حالم اگر کشید دمی
دمی دگر به من اقبال هم زبانش کرد ۲

فشاند مرغ دلم را روان به ساعد زلف
به سنگ جور چو آشفته آشیانش کرد ۳

نداده بود دلم را به چنگ غصه تمام
که بازخواست به صد عذر و شادمانش کرد ۴

دلم هنوز ز دریای غم کناری داشت
که غرق مرحمت از لطف بیکرانش کرد ۵

دمی که تیر ستم در کمان خشم نهاد
کشید بر من و سوی دگر روانش کرد ۶

چو خواست قدر نوازش بداند این دل زار
نخست پیش خدنگ بلا نشانش کرد ۷

غرض ستیزه نبودش که نقد قلب مرا
کشید بر محک جور و امتحانش کرد ۸

عنان همرهی از دست محتشم چو کشید
نهفته بدرقهٔ لطف همعنانش کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.