هوش مصنوعی:
این شعر از محتشم کاشانی بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که روزی او را ترک خواهد کرد و زندگی شاعر را دگرگون خواهد ساخت. شاعر از عشق مجنونوار خود میگوید و از این که معشوق بیخبر از همه، سفر خواهد کرد و او را تنها خواهد گذاشت. همچنین، شاعر به صبر و تاب خود در این فراق اشاره میکند و از معشوق میخواهد که از او دست برندارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۸۵ - که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
روز ما را ز شب تیره بتر خواهی کرد ۱
خیمه در کوه و بیابان زده با لاله ز حان
خانهٔ عیش مرا زیر وزبر خواهی کرد ۲
که برین بود که من گشته ز عشقت مجنون
تو ره بادیه را بیهوده سر خواهی کرد ۳
سوی دشت آهوی خود را به چرا خواهی برد
آهوان را ز چراگاه به در خواهی کرد ۴
که خبر داشت که یک شهر در اندیشهٔ تو
تو نهان از همه آهنگ سفر خواهی کرد ۵
محملت را تتق از پردهٔ شب خواهی بست
ناقهات زاهدی از بانگ سحر خواهی کرد ۶
کس چه دانست شد من که بر هجر و وصال
ملک را حصه به میزان نظر خواهی کرد ۷
دست از صاحبی ملک دلم خواهی داشت
هوس یوسف مصری دگر خواهی کرد ۸
که در اندیشهٔ این بود که از جیب غرور
سر جرات تو برین مرتبه برخواهی کرد ۹
این زمان تاب ببینم چقدر خواهی داشت
این زمان صبر ببینم چقدر خواهی کرد ۱۰
نه رخ از هم رهی اهل نظر خواهی تافت
نه ز بدبین و ز بد خواه حذر خواهی کرد ۱۱
محتشم گفتم از آن آینه رو دست مدار
رو به بیتابی و بیصبری اگر خواهی کرد ۱۲
روز ما را ز شب تیره بتر خواهی کرد ۱
خیمه در کوه و بیابان زده با لاله ز حان
خانهٔ عیش مرا زیر وزبر خواهی کرد ۲
که برین بود که من گشته ز عشقت مجنون
تو ره بادیه را بیهوده سر خواهی کرد ۳
سوی دشت آهوی خود را به چرا خواهی برد
آهوان را ز چراگاه به در خواهی کرد ۴
که خبر داشت که یک شهر در اندیشهٔ تو
تو نهان از همه آهنگ سفر خواهی کرد ۵
محملت را تتق از پردهٔ شب خواهی بست
ناقهات زاهدی از بانگ سحر خواهی کرد ۶
کس چه دانست شد من که بر هجر و وصال
ملک را حصه به میزان نظر خواهی کرد ۷
دست از صاحبی ملک دلم خواهی داشت
هوس یوسف مصری دگر خواهی کرد ۸
که در اندیشهٔ این بود که از جیب غرور
سر جرات تو برین مرتبه برخواهی کرد ۹
این زمان تاب ببینم چقدر خواهی داشت
این زمان صبر ببینم چقدر خواهی کرد ۱۰
نه رخ از هم رهی اهل نظر خواهی تافت
نه ز بدبین و ز بد خواه حذر خواهی کرد ۱۱
محتشم گفتم از آن آینه رو دست مدار
رو به بیتابی و بیصبری اگر خواهی کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴ - جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶ - دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.