هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعات عشق، زیبایی، رقابت و گذر زمان میپردازد. در آن از عناصری مانند چراغ، آفتاب، شکار، پادشاه و جادو استفاده شده است تا مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و رقابت نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۹۱ - چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
که دست حسن ویش صد طپانچه بر رو زد ۱
بر این شکار به صد اهتمام اگرچه کشید
شکار بیشه دیگر کمان ولی او زد ۲
درین سراچه چو جای دو پادشاه نبود
یکی برفت و سراپرده را به یک سو زد ۳
ز سیر دل ره او بست تیر دلدوزی
که این نهفته از آن گوشههای ابرو زد ۴
ز سحر قوم خبر داد معجز موسی
زمانه نقش کزان هر دو چشم جادو زد ۵
ز ناز تا بتوان سنگ در ترازو نه
که عشق حسن تو را برد و برتر ازو زد ۶
تو عذر دلبر نو محتشم بخواه که یار
به تازگی ره یاران ز قد دلجو زد ۷
که دست حسن ویش صد طپانچه بر رو زد ۱
بر این شکار به صد اهتمام اگرچه کشید
شکار بیشه دیگر کمان ولی او زد ۲
درین سراچه چو جای دو پادشاه نبود
یکی برفت و سراپرده را به یک سو زد ۳
ز سیر دل ره او بست تیر دلدوزی
که این نهفته از آن گوشههای ابرو زد ۴
ز سحر قوم خبر داد معجز موسی
زمانه نقش کزان هر دو چشم جادو زد ۵
ز ناز تا بتوان سنگ در ترازو نه
که عشق حسن تو را برد و برتر ازو زد ۶
تو عذر دلبر نو محتشم بخواه که یار
به تازگی ره یاران ز قد دلجو زد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۰ - چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲ - خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.