هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساسات و دغدغههای عاشقانه خود سخن میگوید. او از ترس از دست دادن معشوق، رنجشهای احتمالی، و حسادت رقیبان میگوید. همچنین، به نازکدلی و آسیبپذیری خود اشاره میکند و از تلاش برای حفظ رابطه با وجود تمام دشواریها سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسادت و رنجش نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۹۰ - چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد
چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد
بکوشم تا سگ دنباله گیر محملم سازد ۱
از وی چون پرده افتد برملا از من کند رنجش
که از همراهی خود با رقیبان غافلم سازد ۲
کندبر من بتیغ آن بت گنه ثابت که هر ساعت
ز بیم جان بنا واقع گناهی قایلم سازد ۳
ز دل بس رازهای پرده گر سر بر زند روزی
که دل فرسائی بار جفا نازک دلم سازد ۴
ز فتانی به ایمائی کند واقف رقیبان را
اجازت ده نگاهش چون به ابرو مایلم سازد ۵
ز خارج پیچشیها در دمم باید شدن بیرون
دمی از مصلحت در بزم خود گر داخلم سازد ۶
درونم محتشم زان مست کین خواهد شدن شادان
ولی روزی که دور چرخ ساغر از گلم سازد ۷
بکوشم تا سگ دنباله گیر محملم سازد ۱
از وی چون پرده افتد برملا از من کند رنجش
که از همراهی خود با رقیبان غافلم سازد ۲
کندبر من بتیغ آن بت گنه ثابت که هر ساعت
ز بیم جان بنا واقع گناهی قایلم سازد ۳
ز دل بس رازهای پرده گر سر بر زند روزی
که دل فرسائی بار جفا نازک دلم سازد ۴
ز فتانی به ایمائی کند واقف رقیبان را
اجازت ده نگاهش چون به ابرو مایلم سازد ۵
ز خارج پیچشیها در دمم باید شدن بیرون
دمی از مصلحت در بزم خود گر داخلم سازد ۶
درونم محتشم زان مست کین خواهد شدن شادان
ولی روزی که دور چرخ ساغر از گلم سازد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.