هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دوری معشوق، احساس گناه، امید به بخشش و قرب الهی سخن میگوید. او از نگاه معشوق، رحمت الهی و امید به دیدار دوباره میگوید و در نهایت به امید بخشش و قرب به درگاه الهی میرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۲۵۰ - سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
فغان کز چشم او آخر فتادم از گناه خود ۱
نمیدانم چرا برداشت از من سایهٔ رحمت
سهی سروی که دارد عالمی را رد پناه خود ۲
کشد شمشیر و گوید سر مکش از من معاذالله
گدائی را چه حد سرکشی با پادشاه خود ۳
میندیش از جزا هرچند فاشم کشتهای ای مه
که من خود هم اگر باشم نخواهم شد گواه خود ۴
شب عید است و مه در ابر و مه جویندگان در غم
تو خود بر طرف با می برشکن طرف کلاه خود ۵
به جرمی کاش پیشش متهم گردم که هر ساعت
به دست و پایش افتم معذرت خواه از گناه خود ۶
چو من از دولت قرب ارچه دوری محتشم میرو
به این امید گاهی بر در امید گاه خود ۷
فغان کز چشم او آخر فتادم از گناه خود ۱
نمیدانم چرا برداشت از من سایهٔ رحمت
سهی سروی که دارد عالمی را رد پناه خود ۲
کشد شمشیر و گوید سر مکش از من معاذالله
گدائی را چه حد سرکشی با پادشاه خود ۳
میندیش از جزا هرچند فاشم کشتهای ای مه
که من خود هم اگر باشم نخواهم شد گواه خود ۴
شب عید است و مه در ابر و مه جویندگان در غم
تو خود بر طرف با می برشکن طرف کلاه خود ۵
به جرمی کاش پیشش متهم گردم که هر ساعت
به دست و پایش افتم معذرت خواه از گناه خود ۶
چو من از دولت قرب ارچه دوری محتشم میرو
به این امید گاهی بر در امید گاه خود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۹ - بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۱ - ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.