هوش مصنوعی: این شعر یک مدح و ستایش از شخصی بزرگ (احتمالاً یک حاکم یا فرد قدرتمند) است که با استفاده از تصاویر طبیعت مانند باران و باغ بهشت، به بیان محبت و وفاداری شاعر به او می‌پردازد. شاعر از لطف و بخشش این شخص قدردانی کرده و آرزو می‌کند که همیشه سربلند و موفق باشد. همچنین، به نقش محوری این شخص در جهان و تأثیر او بر زندگی شاعر اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و ترکیبات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۸۸ - بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر

بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
از زبان ما دعا می‌بارد از دست تو زر ۱

شوره‌زار وقت ما و کشتزار عمر تو
تا ابد خواهند بود از باغ جنت تازه تر ۲

کوبیان خسرو و طی لسان و عمر نوح
کاید این الکن زبان از عهدهٔ شکرت بدر ۳

روزگاری بودم از ناقابلان لطف تو
منت ایزد را که زود آن روزگار آمد به سر ۴

شهریارا گر ز دست اقتدارت تا به حشر
بر سرم تیغ و تبر بارد و گر در و گوهر ۵

سر مبادم گر سر موئی ز نفع و ضر آن
در کتاب دعوتم حرفش شود زیر و زبر ۶

تا جهان باشد تو باشی کامکار و کامران
تا فلک گردد تو گردی نامدار و نامور ۷

در پناهت تا قیامت زینت عالم دهند
با علیخان میرزا آن عالم آرای دگر ۸

در ثنایت محتشم توفیق یابد گر بود
یک دو روزی دیگرش باقی ز عمر مختصر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۷ - ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹ - بر مه روی تو خط مشگ بار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.