هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و ایمان خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود ضعف جسمی، روحیه‌ای قوی دارد. او از هجوم دشمنان و مشکلات زندگی شکایت دارد، اما عشق و ایمانش به او قدرت می‌بخشد. شاعر همچنین از جنون عشق و تأثیر آن بر زندگی خود می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق او را از دنیای مادی دور کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از واژه‌ها و عبارات مانند 'جنون' و 'هجوم وحشیان' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۴۴۷ - تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم

تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
که من ضعیف پیکر ملک قوی سپاهم ۱

شه چار رکن عشقم که به چار سوی غیرت
ز سیه گلیم محنت زده‌اند بارگاهم ۲

نه هوای سربلندی نه خیال ارجمندی
نه سراسری و خرگه نه غم سرو کلاهم ۳

ز هجوم وحشیانم شده متفق سپاهی
که ز خسروی چو مجنون به ستیزه باج خواهم ۴

ز جنون فزود هردم چو بلای ناگهانی
در و دشت در حصارم دد و دام در پناهم ۵

زده سر ز باغ رویت چه گیاه خوش نسیمی
که گل جنون شکفته ز نسیم آن گیاهم ۶

ز تو محتشم چه پنهان که دگر به قصد ایمان
ز بتان نامسلمان صنمی زده است راهم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۶ - منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۸ - به من حیفست شمشیر سیاست‌دار عبرت هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.