هوش مصنوعی:
این شعر غنایی و عاشقانه، بیانگر درد فراق و اندوه ناشی از جدایی است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از رفتن معشوق و تأثیرات آن بر روح و روان خود میگوید. او از اشکها، داغها، و خاطراتی سخن میگوید که با رفتن معشوق باقی ماندهاند. همچنین، شعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۵۷۸ - رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنی
رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنی
در دیده ماند اشکی و آن نیز رفتنی ۱
آن تن ز پافتاد که در زیر بار عشق
از کوههای درد نکردی فروتنی ۲
آن قدر که بود خیمهٔ عشق تو را ستون
از بار هجر گشت بیک بار منحنی ۳
چشمی که دل به دامن پاکش زدی مثل
از گریهٔ شهره گشت به آلوده دامنی ۴
دستی که پیش روی تو گلشن طراز بود
از داغ دسته بست ز گلهای گلخنی ۵
باری تو با که بردی و بیمن درین سفر
جان را که برق عشق تو را کرد خرمنی ۶
آن غمزهای که یک تنه میزد به صد سپاه
در ره کدام قافله را کرد رهزنی ۷
آن ترکتاز ناز به گرد کدام ملک
کرد از سپاه دغدغه تاراج ایمنی ۸
پیدا شد از فروغ رخت بر کدام دشت
در لالهها طراوت گلهای گلشنی ۹
چشم کدام آهو از آن چشم جان شکار
آموخت آدمی کشی و مردم افکنی ۱۰
افسوس محتشم که ره نطق بست و ماند
در کان طبع نادره در های مخزنی ۱۱
در دیده ماند اشکی و آن نیز رفتنی ۱
آن تن ز پافتاد که در زیر بار عشق
از کوههای درد نکردی فروتنی ۲
آن قدر که بود خیمهٔ عشق تو را ستون
از بار هجر گشت بیک بار منحنی ۳
چشمی که دل به دامن پاکش زدی مثل
از گریهٔ شهره گشت به آلوده دامنی ۴
دستی که پیش روی تو گلشن طراز بود
از داغ دسته بست ز گلهای گلخنی ۵
باری تو با که بردی و بیمن درین سفر
جان را که برق عشق تو را کرد خرمنی ۶
آن غمزهای که یک تنه میزد به صد سپاه
در ره کدام قافله را کرد رهزنی ۷
آن ترکتاز ناز به گرد کدام ملک
کرد از سپاه دغدغه تاراج ایمنی ۸
پیدا شد از فروغ رخت بر کدام دشت
در لالهها طراوت گلهای گلشنی ۹
چشم کدام آهو از آن چشم جان شکار
آموخت آدمی کشی و مردم افکنی ۱۰
افسوس محتشم که ره نطق بست و ماند
در کان طبع نادره در های مخزنی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷ - از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹ - دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.