هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر تأکید می‌کند که بدون معشوق، زندگی و دنیا برایش ارزشی ندارد و تنها عشق معشوق است که می‌تواند دردهای او را درمان کند. همچنین، شعر به موضوعاتی مانند فقر، غم، و امید به وصال اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و غمگین هستند که مناسب سنین بالاتر است.

غزل ۳۱ - کسی کو همچو تو جانان ندارد

کسی کو همچو تو جانان ندارد
اگر چه زنده باشد جان ندارد ۱

گل وصلت نبوید گر چو غنچه
دلی پر خون لبی خندان ندارد ۲

شده چون تو توانگر را خریدار
فقیری کز گدایی نان ندارد ۳

نخواهم بی تو ملک هر دو عالم
که بی تو هر دو عالم آن ندارد ۴

غم ما خور دمی کآنجا که ماییم
ولایت غیر تو سلطان ندارد ۵

تویی غمخوار درویشان و هرگز
دل شادت غم ایشان ندارد ۶

گداپرور نباشد آن توانگر
که همت همچو درویشان ندارد ۷

به من ده ز آن لب جان بخش بوسی
که درد دل جز این درمان ندارد ۸

دلم چون جای عشق تست او را
بگو تا جای خود ویران ندارد ۹

غم عشق تو را عنبر مثال است
که عنبر بوی خود پنهان ندارد ۱۰

گل حسنی که تا امروز بشکفت
به غیر از روی تو بستان ندارد ۱۱

امید سیف فرغانی به وصل است
که مسکین طاقت هجران ندارد ۱۲

بفرمان تو صد درد است او را
وگر ناله کند فرمان ندارد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰ - دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - چشم تو کو جز دل سیاه ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.