هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر عشق بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از جمال معشوق، تأثیر عشق او بر صوفیان، و احساس نیاز و عجز خود در وصف این عشق سخن میگوید. همچنین، از هجران و آرزوی وصال یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۷ - هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال
هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال
که هم جمال جهانی و هم جهان جمال
ز روی پرده برافگن که خلق را عید است
هلال ابروی تو همچو غرهٔ شوال
محیط لطف چو دریا مدام در موج است
میان دایرهٔ روی تو ز نقطهٔ خال
رخ تو بر طبق روی تو بدان ماند
که بر رخ گل سرخ است روی لالهٔ آل
ز نور چهرهٔ تو پرتوی مه و خورشید
ز قوس ابروی تو گوشهای کمان هلال
به پیش تست مکدر چو سیل و تیره چو زنگ
به روشنی اگر آیینه باشد آب زلال
ز خرقهها بدر آیند چون کند تاثیر
شراب عشق تو در صوفیان صاحب حال
به وصف آن دهن و لب کجا بود قدرت
مرا که لکنت عجز است در زبان مقال
گدای کوی توام کی بود چو من درویش
به نزد چون تو توانگر عزیز همچون مال
ز شاخ بید کجا بادزن کند سلطان
وگرچه مروحه گردان ترک اوست شمال
چو کوزه ز آب وصالت دهان من پر کن
به قطرهای دو که لب خشک ماندهام چو سفال
رخ تو دید و بنالید سیف فرغانی
چو گل شکفت مگو عندلیب را که منال
بیا که در شب هجران تو بسی دیدیم
«جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال»
که هم جمال جهانی و هم جهان جمال
ز روی پرده برافگن که خلق را عید است
هلال ابروی تو همچو غرهٔ شوال
محیط لطف چو دریا مدام در موج است
میان دایرهٔ روی تو ز نقطهٔ خال
رخ تو بر طبق روی تو بدان ماند
که بر رخ گل سرخ است روی لالهٔ آل
ز نور چهرهٔ تو پرتوی مه و خورشید
ز قوس ابروی تو گوشهای کمان هلال
به پیش تست مکدر چو سیل و تیره چو زنگ
به روشنی اگر آیینه باشد آب زلال
ز خرقهها بدر آیند چون کند تاثیر
شراب عشق تو در صوفیان صاحب حال
به وصف آن دهن و لب کجا بود قدرت
مرا که لکنت عجز است در زبان مقال
گدای کوی توام کی بود چو من درویش
به نزد چون تو توانگر عزیز همچون مال
ز شاخ بید کجا بادزن کند سلطان
وگرچه مروحه گردان ترک اوست شمال
چو کوزه ز آب وصالت دهان من پر کن
به قطرهای دو که لب خشک ماندهام چو سفال
رخ تو دید و بنالید سیف فرغانی
چو گل شکفت مگو عندلیب را که منال
بیا که در شب هجران تو بسی دیدیم
«جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال»
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - مرا که در تن بیقوت است جانی خشک
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.