هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر دلدادگی و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از فراق و بیگانگی ناشی از عشق شکایت میکند و خود را اسیر دام معشوق میداند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند مردانگی، دیوانگی ناشی از عشق، و پروانگی در برابر شمع وجود دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۴۸ - ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما
ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما
وین سلسله سرمایهٔ دیوانگی ما ۱
سر بر دم تیغ تو نهادیم به مردی
کس نیست درین عرصه به مردانگی ما ۲
با ما نشدی محرم و از خلق دو عالم
سودای تو شد علت بیگانگی ما ۳
آن مرغ اسیریم به دام تو که خوردند
مرغان گلستان غم بی دانگی ما ۴
گفتم که کسی نیست به بیچارگی من
گفتا که بتی نیست به جانانگی ما ۵
گفتم که بود قاتل صاحبنظران، گفت
چشمی که بود منشا مستانگی ما ۶
عالم همه را سوخت به یک شعله فروغی
شمعی که بود باعث پروانگی ما ۷
وین سلسله سرمایهٔ دیوانگی ما ۱
سر بر دم تیغ تو نهادیم به مردی
کس نیست درین عرصه به مردانگی ما ۲
با ما نشدی محرم و از خلق دو عالم
سودای تو شد علت بیگانگی ما ۳
آن مرغ اسیریم به دام تو که خوردند
مرغان گلستان غم بی دانگی ما ۴
گفتم که کسی نیست به بیچارگی من
گفتا که بتی نیست به جانانگی ما ۵
گفتم که بود قاتل صاحبنظران، گفت
چشمی که بود منشا مستانگی ما ۶
عالم همه را سوخت به یک شعله فروغی
شمعی که بود باعث پروانگی ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷ - چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.