هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از مولانا بیانگر عشق و تسلیم در برابر قضای الهی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، رابطه‌ی عاشق و معشوق را به رابطه‌ی انسان و خداوند تشبیه می‌کند. او از وفاداری، رضا و تسلیم در برابر خداوند سخن می‌گوید و درد عشق را دوای جان می‌داند. همچنین، شاعر به برتری عشق و معنویت بر دنیای مادی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۷۷ - امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست

امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست
کز یمن مقدمش سر مه زیر پای ماست ۱

ای عشق پا به تارک جمشید سوده‌ایم
تا سایهٔ‌تو بر سر خورشیدسای ماست ۲

ما از ازل رضا به قضای خدا شدیم
زان تا ابد رضای قضا در رضای ماست ۳

عهدی نبسته‌ایم که در هم توان شکست
سختی که هیچ سست نگردد وفای ماست ۴

منت خدای را که غم روی آن پری
بیگانه از شماست ولی آشنای ماست ۵

جان می‌دهیم و ناز طبیبان نمی‌کشیم
زیرا که درد او به حقیقت دوای ماست ۶

تا ریخت خون ما لب یاقوت رنگ دوست
کون و مکان کنایتی از خون بهای ماست ۷

بالاتریم ما ز سکندر به حکم آنک
آیینه، عکسی از دل گیتی نمای ماست ۸

یک شب قدم ز چاه طبیعت برون گذار
تا بنگری صفای فلک از صفای ماست ۹

گفتم که عیسی از چه کند زنده مرده را
گفتا نتیجهٔ نفس جان‌فزای ماست ۱۰

گفتم هنوز بی تو فروغی نمرده‌است
گفتا بقای زنده‌دلان از بقای ماست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۶ - کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - شربتی در دو لعل جانان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.