هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد هجران و عشق نافرجام می‌نالد. او از سوختن دل در آتش فراق، اشک‌های بی‌پایان و دردهای پنهان در سینه سخن می‌گوید. با وجود تمام رنج‌ها، عشق برایش همچون گنجی در خانه‌ای ویران است. او از سرزنش‌های دیگران می‌گوید و تأکید می‌کند که با وجود جنون عشق، تسلیم نخواهد شد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سر خون ریختن گبر و مسلمان' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۳۴۱ - بس که دل سوختگی ز آتش هجران دارم

بس که دل سوختگی ز آتش هجران دارم
گر به دوزخ بریم، شکر فراوان دارم ۱

اشک و آهم ز فراقت به هم آمیخته شد
بلعجب بین که در آب آتش سوزان دارم ۲

گر بسوزد نفسم هر دو جهان را نه عجب
زان که در سینه بسی سوزش پنهان دارم ۳

داغ و دردی که رسید از تو حرامم بادا
که سر مرهم و اندیشهٔ درمان دارم ۴

شیخ ناپخته به من این همه گو خنده مزن
که دل سوخته و دیدهٔ گریان دارم ۵

بخت برگشته و لخت جگر و چشم پر آب
به هواداری آن صف زده مژگان دارم ۶

من و با خاطر مجموع نشستن، هیهات
که سر و کار بدان زلف پریشان دارم ۷

من و از بندگی خواجه گذشتن، حاشا
که ز فرمانبریش بر همه فرمان دارم ۸

خوش دلم در غم او با همه ویرانی دل
که بسی گنج در این خانهٔ ویران دارم ۹

عین مقصود من از دیر و حرم دست نداد
سر خون ریختن گبر و مسلمان دارم ۱۰

عاقلان دست به زنجیر جنونم نزنید
که من این سلسله را سلسله جنبان دارم ۱۱

تا فروغی به سیه روزی خود ساخته‌ام
منتی بر سر خورشید درخشان دارم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - ای خوش آن دم که به بستان تو می‌نالیدم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - بر سر هر مژه چندین گل رنگین دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.