هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عشق و دلبستگی خود را به معشوق توصیف میکند و از فتنهانگیزی و جذابیت او سخن میگوید. همچنین، شعر حاوی مضامینی مانند تسلیم در برابر معشوق، رسوایی عشق، و ستایش معشوق به عنوان مولای شاعر است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۰۷ - مو به مو دام فریب دل دانای منی
مو به مو دام فریب دل دانای منی
پای تا سر پی تسخیر سراپای منی ۱
من همان روز که چشمان تو دیدم گفتم
که ز مژگان سیه فتنهٔ فردای منی ۲
می خورم زهر به شیرینی شکر تا تو
بت شیرین دهن و شوخ و شکرخای منی ۳
من و شور تو که از سلسلهٔ زلف بلند
همه جا سلسله دار دل شیدای منی ۴
با سر زلف پراکنده بیا در مجمع
تا بدانند که سرمایهٔ سودای منی ۵
چشم بد دور که از صف زده مژگان سیه
رهزن دانش و غارتگر کالای منی ۶
گفتم از عشق تو رسوای جهانم تا چند
گفت رسوای منی تا به تماشای منی ۷
سر جنگ است تو را همه عشاق مگر
دست پروردهٔ دارای صف آرای منی ۸
زاده عبدالله فرزانه فروغی که به بحر
گوید اندوختهٔ طبع گوهر زای منی ۹
نیکبختی که بدو خسرو خاور گوید
که منم چاکر دیرین و تو مولای منی ۱۰
پای تا سر پی تسخیر سراپای منی ۱
من همان روز که چشمان تو دیدم گفتم
که ز مژگان سیه فتنهٔ فردای منی ۲
می خورم زهر به شیرینی شکر تا تو
بت شیرین دهن و شوخ و شکرخای منی ۳
من و شور تو که از سلسلهٔ زلف بلند
همه جا سلسله دار دل شیدای منی ۴
با سر زلف پراکنده بیا در مجمع
تا بدانند که سرمایهٔ سودای منی ۵
چشم بد دور که از صف زده مژگان سیه
رهزن دانش و غارتگر کالای منی ۶
گفتم از عشق تو رسوای جهانم تا چند
گفت رسوای منی تا به تماشای منی ۷
سر جنگ است تو را همه عشاق مگر
دست پروردهٔ دارای صف آرای منی ۸
زاده عبدالله فرزانه فروغی که به بحر
گوید اندوختهٔ طبع گوهر زای منی ۹
نیکبختی که بدو خسرو خاور گوید
که منم چاکر دیرین و تو مولای منی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۷۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶ - ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸ - دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.