هوش مصنوعی:
این شعر از عبید زاکانی به بیان عشق و جفای معشوق و ناامیدی از بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید و در نهایت به دوستی و وفاداری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک برخی از استعارههای شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸ - سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت ۱
لطافت لب و دندان و مستی چشمش
چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت ۲
به لابه گفت که از حد گذشت جور رقیب
به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت ۳
بنوش بادهٔ صافی ز دست دلبر خویش
که بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت ۴
عبید را دل سنگینش امتحان کردند
عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت ۵
عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت ۱
لطافت لب و دندان و مستی چشمش
چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت ۲
به لابه گفت که از حد گذشت جور رقیب
به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت ۳
بنوش بادهٔ صافی ز دست دلبر خویش
که بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت ۴
عبید را دل سنگینش امتحان کردند
عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷ - رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.