هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و بی‌پایان شاعر به معشوق است. او تأکید می‌کند که دل و جانش هرگز از یاد معشوق جدا نشده و حتی با گذشت زمان، اشتیاقش کاهش نیافته است. شاعر همچنین به مفهوم عشق حقیقی اشاره می‌کند که بدون فداکاری و درد، کامل نمی‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۲۴ - هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت

هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت
یکدم خیال روی توام از نظر نرفت ۱

جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد
سر رفت و آرزوی تو از سر بدر نرفت ۲

هرکو قتیل عشق نشد چون به خاک رفت
هم بیخبر بیامد و هم بی‌خبر برفت ۳

در کوی عشق بی سر و پائی نشان نداد
کو خسته دل نیامد و خونین جگر نرفت ۴

عمرم برفت در طلب عشق و عاقبت
کامی نیافت خاطر و کاری بسر نرفت ۵

شوری فتاد از تو در آفاق و کس نماند
کو چون عبید در سر این شور و شر نرفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.